امروز
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤  

بر چهره گل نسيم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گويی خوش است

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است


غم غربت
ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ اسفند ،۱۳۸٤  

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست

گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش یارا

کر جان شکیب هست و زجانان شکیب نیست

گم گشته دیار محبت ، کجا رفعت

نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار بحالم نظر نکرد

ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست.

 


ای مسافر غريبه
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ اسفند ،۱۳۸٤  

ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی

رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی

ای که بی تو تک و تنهام توی این غربت سنگی

میدونم بر نمیگردی شدی همرنگ دو رنگی

همه زندگی من اون نگاه عاشقت بود

چرا فکر کردی بجز من یکی دیگه لایقت بود

رفتی و ازم گرفتی اون نگاه آشناتو

واسه من بردی گذاشتی التهاب لحظه هاتو

حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی

چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفایی

 

 


واويلا واويلا..
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ اسفند ،۱۳۸٤  

آفتاب نشی باز بری زیر ابرا

مرواری نشی بری ته دریا

رودخونه نشی بری قاطی سیلا

اگه اینجوری بشه

واویلا  واویلا..

 

پری زاده نشی گم شی

نری عزیز مردم شی

نری سفر ازم دور شی

نری با دشمنام جور شی

یه وقت وصله ناجور شی

 

نری پروانه شی پرواز کنی

واسه من بی مهری آغاز کنی

دلم از دست تو بیچاره شده

آخه تا کی تو میخوای ناز کنی

بگو تا کی تو میخوای ناز کنی ، واویلا واویلا....